تبليغاتX
●انواع اس ام اس و جــوک●

آرشیو اس ام اس برای شما-به بهترین و بزرگترین سایت SmS خوش آمدید

منوی اصلی
لينکهای سريع

آرشيو ماهيانه
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387

ساعت


لوگوی دوستان

لوگوي شما


تبليغات





عنوان:داستان جالب مداد رنگی ها

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند ، به جز مداد سفید . هیچ کسی به او کار نمی داد. همه می گفتند:«تو به هیچ دردی نمی خوری!»
یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند، مداد سفید تا صبح کار کرد؛ ماه کشید، مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد.
صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد!

نوشته شده توسط امیرعلی در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388     بيان انتقادات و پيشنهادات

عنوان:یک آدم خوش شانس

از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به این دنیا نمیرسید.
از همون اول كم نیاوردم، با ضربه دكتر چنان گریه‌ای كردم كه فهمید جواب «های»، «هوی» است.
هیچ وقت نگذاشتم هیچ چیز شكستم بدهد، پی‌درپی شیر میخوردم و به درد دلم توجه نمیكردم!
این شد كه وقتی رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهای خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب می‌بردند.
هیچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پای تخته زنگ می‌خورد. هر صفحه‌ای از كتاب را كه باز میگردم، جواب سوالی بود كه معلمم از من می‌پرسید. این بود كه سال سوم، چهارم دبیرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه می‌دانست منو فرستاد المپیاد ریاضی!

تو المپیاد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و یكی از ورقه‌ها بی اسم بود، منم گفتم اسممو یادم رفت بنویسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز یك ترم از نگذشته بود كه توی راهروی دانشگاه یه دسته عینك پیدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمی سراسیمه خودش را به من رسوند و از این كه دسته عینكش رو پیدا كرده بودم حسابی تشكر كرد و گفت: نیازی به صاف كردنش نیست زحمت نكشید این شد كه هر وقت چیزی از زمین برمی‌داشتم، یهو جلوم سبز میشد و از این كه گمشده‌اش را پیدا كرده بودم حسابی تشكر میكرد. بعدا توی دانشگاه پیچید:دختر رئیس دانشگاه، عاشق ناجی‌اش شده، تازه فهمیدم كه اون دختر كیه و اون ناجی كیه!
یك روز كه برای روز معلم برای یكی از استادام گل برده بودم یكی از بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بیرون، منم سرک كشیدم ببینم كجاست كه دیدم افتاده تو بغل اون دختره!خلاصه این شد ماجرای خواستگاری ما و الان هم استاد شمام!
كسی سوالی نداره؟

نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388     بيان انتقادات و پيشنهادات

عنوان:مناجات جالب یک شیمیست!

ای کاش حلال یاد تو ، مرا از ناخالصیهای وجودم (مثل غرور ، خودخواهی و...) جدا کند و ای کاش بتوانم به همه دنیا بگویم که تو زیباترین حقیقتی هستی که می‌توان به آن رسید.
وجود نامتناهی تو در هر طیفی پیداست و آنچه که مولکولهای هستی را به هم پیوند می‌دهد، تنها به دلیل عشق پیوستن به توست.
ای نور جاوید و ای منبع امید ، مرا از عشق پیوستن به خودت هیچگاه بی‌نیاز مکن.

نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388     بيان انتقادات و پيشنهادات

عنوان:داستان جالب چهار دانشجو

داستان جالب چهار دانشجو:

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.

بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند...

سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:

کدام لاستیک پنچر شده بود...؟؟!!!

نوشته شده توسط امیرعلی در پنجشنبه یکم مرداد 1388     بيان انتقادات و پيشنهادات

عنوان:ارزش زمان چقدر است؟

آیا میدانید که ارزش زمان چقدر است؟!

برای اینکه بدانید ۱۰ سال چقدر ارزش داره از یک سال خورده بپرسید!

برای اینکه بدانید ۴ سال چقدر ارزش داره از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرسید!

برای اینکه بدانید ۲ سال چقدر ارزش داره از یک جوان که سربازیش تمام شده بپرسید!

برای اینکه بدانید ۱ سال چقدر ارزش داره از یک مردودی دبیرستان بپرسید!

برای اینکه بدانید ۹ ماه چقدر ارزش داره از مادری که فرزند سالم به دنیا آورده بپرسید!

برای اینکه بدانید ۱ ماه چقدر ارزش داره از مادری که فرزند ناقصی به دنیا آورده بپرسید!

برای اینکه بدانید ۱ هفته چقدر ارزش داره از سردبیر یک هفته نامه بپرسید!

برای اینکه بدانید ۱ ساعت چقدر ارزش داره از دوستی که منتظرش گذاشتید بپرسید!

برای اینکه بدانید ۱ دقیقه چقدر ارزش داره از از کسی که از هواپیما یا قطار جا مانده بپرسید!

برای اینکه بدانید ۱ ثانیه چقدر ارزش داره از کسی که از تصادف جان سالم بدر برده بپرسید!

برای اینکه بدانید ۱ هزارم ثانیه چقدر ارزش داره از نفر دوم مسابقه ی دو میدانی المپیک بپرسید!

نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه پانزدهم دی 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

عنوان:شغل حیوانات

شغل حیوانات:

اگر قرار بود که حیوانات شغلی را انتخاب کنند:حتما وال ملوان ، شیر سلطان و پادشاه ، گورخر زندانی ، لک لک شالی کار ، دارکوب نجار ، زنبورعسل قناد ، بلبل خواننده ، کرم ابریشم بافنده ، الاغ کارگر حمال ، میمون بندباز , کبوتر پستچی , زرافه بسکتبالیست می شدند.

نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه پانزدهم دی 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

عنوان:وصیت نامه ای به طنز

وصیت نامه ای به طنز:

قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم.
بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیاراداره انگشت‌نگاری قرار دهید.
به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم!
ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاری كنند.
عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب و گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان راتماشا كنم.
كارت شناساییم با دو قطعه عکس مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجاهم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و كفن من بنویسید:این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمن زار خاكم كنید!
كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.
گواهینامه رانندگیم رابه یك آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
کله مرغ برای سگ ها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.
بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم روبزارید.
در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینكه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم وخواهش میکنم پشت سرم حرف در نیارید.
التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارک دار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسیده کم نیاریم.
به مرده شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.
چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای آنها هم باشد.

نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه پانزدهم دی 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

عنوان:لنگه کفش

ببخشید این لنگه کفش برای کیه؟

نوشته شده توسط امیرعلی در پنجشنبه دوازدهم دی 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

عنوان:حالت های خواب (طالع بینی)

حالت های خواب.(طالع بینی)Smiley

مثل اینكه كوته فكر هستید ، همینطور خیلی خودمختار و خود رای و همیشه مردم را مجبور به برآورده كردن نیازهای خودتان میكنید.احتمالا بی پروا و بی هدف هم هستید.


 

خیلی ایراد گیر هستید و همیشه مینالید و شكایت می كنید. شاید اسم دوم شما (عصبانی) باشد.به آسانی عصبانی می شوید و به خاطر مسائل كوچك بیش از حد هیجان زده می شوید. زندگی معامله آنچنان بزرگی نیست ، یاد بگیرید كه راحت باشید.

برای دیدن بقیه ی مطلب روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

××ادامه ی مطــلب××

نوشته شده توسط امیرعلی در پنجشنبه دوازدهم دی 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

عنوان:عشق چیست؟

 

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت: نقطه ای که حول نقطه و محور قلب جوان می گردد.

از استاد تاریخ پرسیدند عشق چیست ؟ گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :محبت الهیات است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها آهن ربایی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشاء پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که میتوان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد.

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود  .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد .

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست ؟ گفت : حرام است.

نوشته شده توسط امیرعلی در پنجشنبه دوازدهم دی 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

★پـــــیـــغـــام مــــدیــــر:
اس ام اس سرکاری
اس ام اس سرکاری
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس سرکاری
اس ام اس سرکاری
اس ام اس جوک
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس سرکاری
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس جوک
اس ام اس نیمه شب
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس عاشقانه


اس.ام.اس ها



لوگوی ما

بهترین اس ام اس ها


برای حمایت از ما,لوگوی ما را در وب خود قرار دهید.

حدیث پیامبر


لینک دوستان
˙·▪●دانلود آیکون های زیبا●▪·˙
آرشیو لینک دوستان

آمار سایت

 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  صفحه خانگی سازی

 

استفاده از مطالب وب ما با ذکر منبع مجاز می باشد

Powered By AmirAli Copyright © 2008-2010 by Boro2Sms.Blogfa.Com